شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

هلهله می‌کشد ایلی

هلهله می‌کشد ایلی 
با بار و بنه‌ی اردیبهشتی 
و بار می‌اندازد گرمسیر را 
در زمستان تنم 
و مرور می‌شود در یادم 
بامدادی که برف 
سکوت منجمدی بود 
در دهانِ آب 
و دهانِ من 
در فصل شانه‌های تو 
پر می‌شد 
از عطر شیر داغ 
وقتی به دندان می‌زدم 
آن دانه‌های برشته‌ی ذرت را...

 

هوشنگ رئوف

شعرها

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

شاهنده سبحانی

زیرپوست شهر

زیرپوست شهر

محمود معتقدی

سوار چرمه‌ای از مه رسیدی و صدا کردی...

سوار چرمه‌ای از مه رسیدی و صدا کردی...

سیده تکتم حسینی