شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

‏‏‏‏من یک خیابانم که پایانش جهانی نیست

‏‏‏‏من یک خیابانم که پایانش جهانی نیست
سقفی که زیر گریه‌هایش ناودانی نیست
دیواری از آیینه‌های خالی از آدم
امنیتی که در نگاه پاسبانی نیست
کابوسی از تنهایی یک پیرهن در باد
تن‌پوشی از مرگم که در جیبم زمانی نیست
یک جزوه‌ی پوسیده روی میز استادم
یا یک تقلب که برایش امتحانی نیست
برگ گلی در سررسید خاطراتت خشک
دیوانه‌ای که در قدمهایش توانی نیست
پروانه‌ای بر شانه تابوت خود هستم
وقتی که در لبخندهایت آسمانی نیست
فیلمی* بدور از باور اکران در ارشادم
در داستان ناگهانم قهرمانی نیست
مانند سروی که سرش بر شانه‌ی باد است
این خانه‌ی خالی درونش داستانی نیست

مهدی گنجی گوهری

تک نگاری

آموزگار عشق

آموزگار عشق

مهدی ایوبی

یک رومنس خانوادگی

یک رومنس خانوادگی

فرشاد سنبل‌دل

شعرها

تدفین

تدفین

داوود سعیدی

نفست را حبس کن

نفست را حبس کن

محمد شیرازی

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

حامد ابراهیم پور