شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

غبار آينه ها شسته شد بهار به آب

غبار آينه ها شسته شد بهار به آب
بدون اينکه نشيند کمی غبار به آب
تو آب جاری و پاکی برای شستن من
منم همان که زده باز بی گدار به آب
سلام می کنی و شرم گونه ات شعر است
خيال می کنم افتاده دو انار به آب
چه طعنه ها که حسودان زدند و خنديدی
چه ابلهانه فرو کرده اند خار به آب
گلی بدست در آغوشمی که شرعی نيست
ببين چه دسته گلی داده روزگار به آب
رسيده است زمانی که پشت هم بزنم
هزار بوسه ی کشدار و آبدار به آب
ولی تو برتر از آبی هميشه تشنه ترين
لبت هنوز نداده است افتخار به آب
رديف آب فقط محض از تو گفتن بود
وگرنه شاعر سيراب را چکار به آب.

صادق فقانی

تک نگاری

شعرها

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

پنجره

پنجره

فروغ فرخزاد

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

کبری موسوی‌قهفرخی

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

ویدئو