شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته
خواب طولانی‌
هر چه لیوان‌ها خالی
نشئه‌تر دریا و این ردِ پا
و هر چه هم، راه‌ تر
قطعاً بارانی آمده که پا می‌کشد به رفتن

جز این نمی‌دانم شب را
جز به معجزه‌ی پیامت در بستری کال
و محال فانوس‌های دریایی
که دلشان را
به دریای نمک بسته‌اند
که هی آب می‌شورد و مد می‌گوید:
این صدای ممتد از چه در گوش‌ماهی‌ها زندانی‌ست
نیست آن‌که می‌گفته در گوش
آنچه می‌خوابیده در پلک
آنان‌که می‌خرامیدند در مشام

شام را آورده‌ام، بیا!
بشقاب‌ها خوابشان می‌آید
لیوان‌ها را از آبِ ‌جوی پر کرده‌ام
و راه‌راه سفره
از صدف‌هایی دریایی
محافظت خواهد کرد

فرزین پارسی‌کیا

تک نگاری

شعرها

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

فرزین پارسی‌کیا

کوه را با گلوله

کوه را با گلوله

دیار مردان‌بگی

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

می‌گذارم تخت به خواب بعد‌از‌ظهرش ادامه دهد

می‌گذارم تخت به خواب بعد‌از‌ظهرش ادامه دهد

نسرین بشردوست