شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

­از گدار گریه خط خنده! از عمیق سوگ دشنه‌ای رونده چون نفس

­از گدار گریه خط خنده! از عمیق سوگ دشنه‌ای رونده چون نفس
از قفس دریده حجم و از ضخیم زخم‌های‌مان برای خویش پیرهن
یا که از صدای دلخراش ضجه‌های‌مان برای فتح بانگ صبح را
ساختیم و ایستاده‌ایم در مقابل هجوم نعره‌ها کفن‌کفن
ایستاده‌ایم سبزِ سبز، گل به گل، نفس‌ نفس برای فتح آفتاب
ایستاده‌ایم در میان ظلمت و شکنجه ما ستاره‌های شب‌شکن
ما نوید جنگلیم بر فراز خاک ناامید از گل و بهار، هان!
این‌همه جوانه انتشار سرخ و سبز خون ماست هر کرانه در چمن
تار می‌تنی به دور ما ولی عبث چنان که در میان باغ خار و خس
ما کبوتریم و در حریم تو نمی‌پریم ای غم پلشت تارتَن!
ما سپیده باوریم و سرنوشت ماست  فتح نور! -بیش و کم به گوش باش-
ما غریبه‌ایم با شکست ای سیاهِ کور! سرنوشت توست باختن!

محمود غریبی

شعرها

و لبت دستش نمی‌رسد به من

و لبت دستش نمی‌رسد به من

علیرضا خسروانی

تا بوده

تا بوده

سیدعلی صالحی

تو تمام رفتگان منی

تو تمام رفتگان منی

فرناز فرازمند

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

ویدئو