شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سکوت

سکوت
آهسته آهسته
با انگشتانم می رقصید
ناخن هایم از چهارگوشه بیرون زده بود
چشمانم خیره به بادباکی بی نخ
مهتاب بر سنگ قبرم نشست
سر از دریچه بلند کردم
پیچک های سرم دریچه را بستند
برای ابد خوابیدم

سارا شجاعی

شعرها

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

جمهوری

جمهوری

لیلا ساتر

ﺍﻋﺘﺼﺎب

ﺍﻋﺘﺼﺎب

امین رجبیان

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر