شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این شعر اگر نی‌انبان داشت
برای شکلِ دیگری از مرگ ـ‌ دوری ـ
بندری گریه...

پا درآورد
دلی که قرار بود به دریا بزنم
راه افتاد از بن‌بستِ ایرانی
...

به زبانِ مادری

در شکمِ مادرم...

«به: فرزاد صدری»

و این‌که چیزی نمی‌گویم
یعنی پراکنده...

در میانِ گریه هم شعر می‌آید
از در
دیوار
پنجره
دل همان دل...

در میانِ گریه هم شعر می‌آید
از در
دیوار
پنجره
دل همان دل...

در من
زن‌های زیادی زندگی می‌کنند
که یک زن است
بلوطی بالابلند

تک نگاری

طنز ترکیبی

طنز ترکیبی

آرش نصرت‌اللهی

جنینِ گمشده

جنینِ گمشده

صابر محمدی

شعرها

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

ایرج کیا

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

گُنگ

گُنگ

سیدعلی صالحی