شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سکوت

سکوت
آهسته آهسته
با انگشتانم می رقصید
ناخن هایم از چهارگوشه بیرون زده بود
چشمانم خیره به بادباکی بی نخ
مهتاب بر سنگ قبرم نشست
سر از دریچه بلند کردم
پیچک های سرم دریچه را بستند
برای ابد خوابیدم

سارا شجاعی

شعرها

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

یک تفنگ 

یک تفنگ 

مجتبی هژبری

تیمارستان

تیمارستان

ستار جانعلی‌­پور

خوشه‌چین

خوشه‌چین

م. مؤید

ویدئو