شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سکوت

سکوت
آهسته آهسته
با انگشتانم می رقصید
ناخن هایم از چهارگوشه بیرون زده بود
چشمانم خیره به بادباکی بی نخ
مهتاب بر سنگ قبرم نشست
سر از دریچه بلند کردم
پیچک های سرم دریچه را بستند
برای ابد خوابیدم

سارا شجاعی

شعرها

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

جعفر درویشان

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

این باغ سوگوار درختان بی بر است

این باغ سوگوار درختان بی بر است

رضا جمشیدی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس