شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

هر در حقیقتی عریان در پشت خود دارد

به ابوالفضل آژیر


هر در
حقیقتی عریان در پشت خود دارد
با لباس‌های زیر
با شش‌لول ورق‌های تاشده بر پیشخان
هر در
روی پاشنه که بچرخد
نیم‌تنه‌ی عریانی است
با آوازی کشدار و نامطمئن
حقیقت است
بر میز‌های تحریر
کنار روزنامه‌ای باطل

گورستانی است حقیقت
که ناگفته در پیدایی خویش برخود لرزیده است
بیدارش نکن
بگذار
دستی نامرئی 
در سرانجام و چشم‌اندازها
بر درخت ماه
روتختی را کنار زند
و روسپی
با آن وقار پیچیده در نشانه 
ظاهر شود در پس‌زمینه‌ی دیوار
«در»
حقیقتی کهنه
با نام‌ها و کلمات
شتاب و تدریج
دلقکی در خیابان شبانه
و زنی با سه پالتو آویزان 
برحجره‌ها
بیدارش نکن
پشت «در»
با تو
در پس‌زمینه‌ای سیاه
عریان می شوم
روی خطوط 
با تو
در شب 
و جهان فانتزی کوچکی است

روح‌الله آبسالان

شعرها

موعد ظفر بر زندگان است

موعد ظفر بر زندگان است

علیرضا جهانشاهی

عطر تنت را 

عطر تنت را 

غلامحسین چهکندی‌نژاد

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

حامد ابراهیم پور

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

جعفر درویشان