شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی
گل بودی و درخت شدی بعد زن شدی
عریان شدی به پنجره چشمک زدی و بعد
مهتاب‌وار وارد آغوش من شدی
افسوس جا برای تو در خانه‌ام نبود
مرغ همیشه در سفر بی وطن شدی
می‌خواستی فرار کنی پر نداشتی
در بین راه طعمه‌ی یک راهزن شدی
له شد تنت به زیر سم روزگار و بعد
با بال‌های ریخته‌ی خود کفن شدی
تا زندگی به کوره‌ی کوری تو را کشید
دودی شدی و دشمن چشمان من شدی
 

احسان بدخشانی

تک نگاری

شعرها

دو شعر از رضا باب‌المراد

دو شعر از رضا باب‌المراد

رضا باب‌المراد

همه در این آینه حضور دارند

همه در این آینه حضور دارند

احمدرضا احمدی

هر اولاجاغین سونونا داغیلدین

هر اولاجاغین سونونا داغیلدین

حسن معصومی

و لبت دستش نمی‌رسد به من

و لبت دستش نمی‌رسد به من

علیرضا خسروانی