شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دو پاره برای درخت و ع. ب

۱

گوزن‌ها نزدیک تو آرمیده‌اند 
نزدیک عروج سبز و خزاندود تو 
و تنفس 
از سپیده‌‌دم خیس 
آهسته است. 


۲

دهانی از فصلی 
رگ برگ 
شاخه‌شاخی آشیان ظلمت 
و کبوتران 
دستی بلند به سپیده‌دم 
دستی دعاگوی راه منی 
و نگاه‌دار راز زمین. 

نفس آهسته می‌سوزی 
سینه‌ای آکنده‌ی صمغ و صلابت 
زبان در کام کشیده‌ای هنگامه‌ی مرگ 
 و از عروج آب و نمک 
نعره‌ی مائده می‌گیری 
و کلامی 
روشن‌تر از اینَت نیست. 

سیاوش بانشی

تک نگاری

زبانِ کلکِ تو حافظ

زبانِ کلکِ تو حافظ

آنوشا نیک‌سرشت

باد می‌گفت با باد

باد می‌گفت با باد

آنوشا نیک‌سرشت

شعرها

و لبت دستش نمی‌رسد به من

و لبت دستش نمی‌رسد به من

علیرضا خسروانی

باد سر میکوبد

باد سر میکوبد

فهیمه جهان آبادی

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

جمال‌الدین بزن