شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دو پاره برای درخت و ع. ب

۱

گوزن‌ها نزدیک تو آرمیده‌اند 
نزدیک عروج سبز و خزاندود تو 
و تنفس 
از سپیده‌‌دم خیس 
آهسته است. 


۲

دهانی از فصلی 
رگ برگ 
شاخه‌شاخی آشیان ظلمت 
و کبوتران 
دستی بلند به سپیده‌دم 
دستی دعاگوی راه منی 
و نگاه‌دار راز زمین. 

نفس آهسته می‌سوزی 
سینه‌ای آکنده‌ی صمغ و صلابت 
زبان در کام کشیده‌ای هنگامه‌ی مرگ 
 و از عروج آب و نمک 
نعره‌ی مائده می‌گیری 
و کلامی 
روشن‌تر از اینَت نیست. 

سیاوش بانشی

تک نگاری

شعرها

مزامیر غریزی

مزامیر غریزی

علی الفتی

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

مهدی ریحانی

محمد انتظاری

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو