شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دوستی پارچه‌ای سفید است بر سرخی  تیرک

دوستی پارچه‌ای سفید است بر سرخی  تیرک
می‌گویی و 
مراتعی اطراف دهانم آتش می‌گیرند 
که ابتدا کلام بود بین دو لب 
حالا چیز سفیدی 
چشمانم را پوشانده 
ما گذشتیم 
و تو هندسه‌ای دراز و معوج ماندی 
که پا در‌آورده 
و دست زیر چانه بردی 
بردی...
سر تیرک 
ایستاده‌ام 
و دلقکی سرخ 
میان دهانم 
دارد آب می‌شود.

سارا زارعی

تک نگاری

خانه بر آب

خانه بر آب

یدالله شهرجو

شعرها

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

چهارراهِ نظر...

چهارراهِ نظر...

مجتبی دهقان

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

جلیل الیاسی