شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نوشت برای خندیدن فکری باید کرد

نوشت
برای خندیدن فکری باید کرد
خواند
برای خندیدن فکری باید کرد.

کفش‌هایش را پا کرد
بعد
جورابش را
بعد 
بلند شد
ایستاد بغل مردی که
زل زده بود به
استخوان‌هایش... 

هرمز سعدالهی

شعرها

منیک له خو مدا ونتر...

منیک له خو مدا ونتر...

جمیله چوپانی

نفست را حبس کن

نفست را حبس کن

محمد شیرازی

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش