شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نوشت برای خندیدن فکری باید کرد

نوشت
برای خندیدن فکری باید کرد
خواند
برای خندیدن فکری باید کرد.

کفش‌هایش را پا کرد
بعد
جورابش را
بعد 
بلند شد
ایستاد بغل مردی که
زل زده بود به
استخوان‌هایش... 

هرمز سعدالهی

تک نگاری

ضد شعر

ضد شعر

هادی محیط

شعرها

نجوا در باد

نجوا در باد

اقبال معتضدی

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

ای دوریِ نزدیک

ای دوریِ نزدیک

هادی میرزانژاد موحد