شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

میم. مثِ تنهایى ماه

می‌نویسم باران
شهر
چهره از سیاهی می‌شوید
و کاج‌ها
شسته می‌شوند
از خودم بیرون می‌زنم
از انفرادی کوچه و خیابان
با وثیقه‌های سنگین
دلم هر روز...
یک دشت نمناک می‌خواهد
یک گندمزار خیس
شهرها چه قشنگند از دور
آدم‌ها از دورتر.

محمد نیکوعقیده رودمعجنی

شعرها

در میانه‌ی راه

در میانه‌ی راه

امید نیکبخت

گاه، کبوتر گاه، سرباز

گاه، کبوتر گاه، سرباز

حسین طوافی

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

دنیا

دنیا

علی باباچاهی