شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

میم. مثِ تنهایى ماه

می‌نویسم باران
شهر
چهره از سیاهی می‌شوید
و کاج‌ها
شسته می‌شوند
از خودم بیرون می‌زنم
از انفرادی کوچه و خیابان
با وثیقه‌های سنگین
دلم هر روز...
یک دشت نمناک می‌خواهد
یک گندمزار خیس
شهرها چه قشنگند از دور
آدم‌ها از دورتر.

محمد نیکوعقیده رودمعجنی

شعرها

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی

صدای منی 

صدای منی 

ناهید عرجونی

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری

شانم داوەتە بەر خۆر و

شانم داوەتە بەر خۆر و

میلاد امان الهی