شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در ساعات معینی از شبانه‌روز

 

در ساعات معینی از شبانه‌روز

آدم‌های زیادی در شهر راه می‌روند

کسانی از آن‌ها از لحظه‌ی قتل برمی‌گردند

کسانی از آن‌ها

به لحظه‌ی قتل می‌‌روند

کسانی از آن‌ها چند ساعت پیش دیگرانی را شکنجه کرده‌اند

کسانی شکنجه شده‌اند

کسانی از آن‌ها می‌روند دستور چند اعدام را امضاء کنند

و بعد

فکر خواهند کرد کدام نامه‌ی عاشقانه را

چگونه بنویسند به همسر

یا به معشوقی که سخت انتظار می‌کشد

کسانی از آن‌ها معشوق هستند و بعضی معشوقه

کسانی از آن‌ها گرسنه‌اند و کسانی مست از خوشبختی

کسانی از آن‌ها در جیب خود دسته‌ی چاقویی را لمس می کنند

و کسانی مثلاً کلید در خانه‌ای را

کسانی از آن‌ها ...

در ساعات معینی از شبانه‌روز

آدم‌های زیادی در شهر راه می‌روند

می‌روند کاری بکنند

کاری کرده‌اند و بازمی‌گردند

و

بعضی از آدم‌ها

که پرنده را دوست دارند

و درخت و ابر را

و باران را به وقت غروب پاییز

و تابلوی نقاشی را

و سطرهای شعر را

و...

کنار خیابان می‌ایستند

و آدم‌هایی را تماشا می‌کنند

که در ساعات معینی از شبانه‌روز

در شهر راه میروند.

مظاهر شهامت

شعرها

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

هادی خور شاهیان

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

فرزین پارسی‌کیا

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

یلدا منتظری

تو هم میروی

تو هم میروی

شمس آقاجانی