شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مسدود

تو در پی من می‌آیی
و مثل سگ استخوانم را بو می‌کنی
تو نفس‌هایم را می‌شماری
و قدم‌هایم را تعقیب می‌کنی
و از شادیِ من شیار می‌دزدی
و از کدورتِ من بذر بر‌می‌داری
خوابم را به سود خود مصادره می‌کنی
رؤیایم را از عکس خود آکنده می‌کنی
مثل مسافری مرا در‌می‌نوردی
دنیا را در مهلت من می‌گردی
پولم را می‌دزدی
حسابم را مسدود می‌کنی
بگو چه‌‌کار می‌کنی با من
دمی که نیستم
اگر که بیاید روزگاری چنین.

محمدباقر کلاهی اهری

شعرها

عطر تنت را 

عطر تنت را 

غلامحسین چهکندی‌نژاد

بار امانت

بار امانت

امیررضا وکیلی

سیاهـْدار

سیاهـْدار

جمال‌الدین بزن

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

سید حامد معراجی