شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دست برده‌اند
در ترکیب این رودخانه
که لابد
ماهی‌ها از همین...

قرار هم بیابم
چراغ ِقریه را خاموش اگر کنم
و خارپشته را بسوزانم
...

 سواران چالاک بگویند
آن اسب را چرا نتوانستم
به سرحدّات برانم
و این...

تک نگاری

شعرها

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

نجوا در باد

نجوا در باد

اقبال معتضدی

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

مجید عزیزی

در گلوگاه اصلی شکم

در گلوگاه اصلی شکم

رسول کاوه