شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از درد،

از درد،

دل بریده حتماً چاقو

که هی می‌رود و بر‌می‌گردد

و غیظ میان دو ابرو

یعنی تردید تسکین

اگر منم خون از بریدگی

که نخواهم ایستاد

آنقدر خواهم رفت که تمام شود حضور

پس ای درگاهِ لختگی

بسته نشو که بیرون شوم

به وقت زخم

زخم دور...

 

 

ابراهیم عادل‌نیا

تک نگاری

شعرها

سفرنامه

سفرنامه

عبدالعلی عظیمی

آنْـدیگَری

آنْـدیگَری

جمال‌الدین بزن

برای سحر

برای سحر

شقایق شاهرودی‌زاده

دوایین نامه

دوایین نامه

اسماعیل عظمی

ویدئو