شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تاج خاری از لغات

اگر سرت را خم کنی
بر دریای کلماتی که هیچ گاه بر زبان نخواهی آورد
پایین‌ات می آورند
آبی به صورتت می‌زنند
نانی به تو می‌دهند
و برای زخم‌هایت مرهم‌هایی...
نمی‌گذارند حتی برای قامت خمیده‌ی خود گریه کنی
زیرا قطره‌ها سکوت دریا را می‌شکنند

اگر ببینند همان‌طور خمیده در سکوت دفن‌شده‌ای
دست از سرت برخواهند داشت
وگرنه 
تاج خاری از لغات بر سرت خواهند گذاشت
و صلیب دیگری برایت برپا خواهند ساخت.

رضا چایچی

تک نگاری

آن کُنجِ تنهای تنهایی

آن کُنجِ تنهای تنهایی

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

سرودِ طُرقه  که کور می‌شود

سرودِ طُرقه که کور می‌شود

میلاد کامیابیان

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

بِالْفَحْلـَگی

بِالْفَحْلـَگی

جمال‌الدین بزن

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

جلیل الیاسی