شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

می‌نویسم و رنگ می‌بافم بر تنم

می‌نویسم و رنگ می‌بافم بر تنم
برنج دم می کشد
و صدای خواندن تذکره
که ذوالنون گفت‌: 
تنت را به کجا کشیده‌ای؟
دستت را به کجا آویخته‌ای؟
شعله را پایین می‌کشم
پاهایم را جارو می‌کنم از راه
پنجره را جارو می‌کشم از دیوار
چهره‌ام را پاک می‌کنم ازچشم‌انداز
خورشید هنوز در آسمان است
و تا سپیده
خیلی از تنت مانده است
 

علی جهانگیری

شعرها

رؤیای پلنگ

رؤیای پلنگ

علیرضا آبیز

من با تمام دخترانی که در خواب دیدی فرق دارم نه؟

من با تمام دخترانی که در خواب دیدی فرق دارم نه؟

تمنا مهرزاد

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

یلدا منتظری

تهران

تهران

محمد ویسی