شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آدمِ خیال‌پرست

آدمِ خیال‌پرست
زخم‌هایش را می‌بندد 
با پاره‌های ابر
صبر نمی‌کند اصلاً
صبوری اصلاً 
می‌خواستم بروم
مردی شبیهِ لاک‌پشت منقار زد و گفت
صبور باش
صبری نامِ دخترانی‌ست در کرکوک
آغشته به عطرِ گلابی
پیچیده لایِ پولک و منجوق
در سایه سارِ نخل و سرخس
بی‌جهیز و بی‌کابین
اما- این یک فنجان مگس
مارمولک‌ها را هم شرمنده می‌کند
ای آدمِ تخمی تخیلی‌پرست
این صبوریِ اجباری را
به درخت گفتم گریست
به پرنده گفتم پرپر شد
فیلسوف خر شد - عنتر شد
گفت واقعاً که - عنکه
عنتر که شاخ‌و‌دُم ندارد
سُم ندارد
بی‌جهیز و بی‌کابین
این فنجانِ مگس را هم بردار و 
با خود ببر که
مارمولک‌ها را هم 
شرمنده نمی‌کند

اکبر قناعت‌زاده

تک نگاری

شعرها

تاریک/تاریکخانه‌ام

تاریک/تاریکخانه‌ام

پروین نگهداری

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

سریا داودی حموله

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

سوار چرمه‌ای از مه رسیدی و صدا کردی...

سوار چرمه‌ای از مه رسیدی و صدا کردی...

سیده تکتم حسینی