شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

برف می‌بارد
تو نیامده‌ای و این شعر
در میان سپیدی و...

...

چگونه می‌شود چنین زیبا
حلول کند روحی در جسمی
و نامش نام...

...

در تو پرنده‌ای‌ست
صبح‌ها آواز می‌خواند
و...

...

غمگین نیستم
شاد هم نیستم
عشق تو
تعلیق را به من آموخته...

...

با امروز
یک روز می‌شود که از تو بی‌خبرم
و یک روز
...


چیزی نمانده از قلبت 
گلوله‌ها 
به هدف...

این بار برای خودم می‌نویسم
‌شعر از دهانه‌ی تفنگ تنگ‌تر است
...

از جاده‌های مه‌گرفته می‌آید
از کویر عبور می‌کند
و در قلب ما...

یک‌به‌یک از راه می‌رسند:
پاییز
چکمه‌های سرخ
زنان...

شعرها

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی

لاکریموسای

لاکریموسای

محمود بهرامی

گزارش یک جشن

گزارش یک جشن

ستار جانعلی‌­پور