شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

رود چمدانش را بست و دور شد

رود چمدانش را بست و دور شد
دریا چمدانش را بست و دور شد
جنگل چمدانش را بست و دور شد
ابرها چمدان شان را بستند و رفتند‌...
ما ماندیم
با چمدان‌های خالی‌مان
و به‌جای خالی همه‌چیز خیره ماندیم

حمیدرضا شکارسری

شعرها

رنج

رنج

علی زیودار

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

مجید عزیزی

رنگی بر دهان مرده ام بزن

رنگی بر دهان مرده ام بزن

فهیمه جهان آبادی

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی