شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بلندم کن

مثل یه آهنگی که معنیشو نمی‌دونی
بلندم کن
از آخرین لیوان خالی توی مهمونی
بلندم کن
دارم می افتم، مثل سروی ناز، چشما مست، موها باز
با اسب از توی خیابونای بارونی 
بلندم کن
رو آخرین دیوار این کشور نوشتم
من وقت کم دارم واسه بوسیدن تو
تو وقت کم داری واسه بوسیدن من
رو آخرین دیوار این کشور نوشتم
ما عمرمون کوتاهه مثل خنده‌ی تو
ما عمرمون کوتاهه مثل دامن من
مثل یه پرچم روی دستت واسه چرخیدن
بلندم کن
تا خرخره خوردم، کشیدم، واسه رقصیدن بلندم کن
از تیسفون تا سیستان جنگه، دل خونه، دل تنگه
با خواب از بیداریِ سنگین این میهن
بلندم کن
رو آخرین دیوار این کشور نوشتم
من وقت کم دارم واسه بوسیدن تو
تو وقت کم داری واسه بوسیدن من
رو آخرین دیوار این کشور نوشتم
ما عمرمون کوتاهه مثل خنده‌ی تو
ما عمرمون کوتاهه مثل دامن من

احسان گودرزی

شعرها

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی

زیبای همیشه غمگین

زیبای همیشه غمگین

سابیر هاکا

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک