شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

انتظار را نمی‌شود

انتظار را نمی‌شود
مثل ساعت
به نگاهی انداخت گوشه‌ی اتاق
یا كهنه‌اش كرد مثل كفش‌هایی كه بسیار با تو راه آمده‌اند
پاره پاره نمی‌شود این روزنامه‌ی لعنتی
كه خبر می‌دهد
درد را
باید مثل سیگار كشید
و آرام آرام به دودی كه در چشم و سینه می ریزد
عادت كرد
مهم رسیدن كسی از راه نیست
ما مردمان ِ منتظری هستیم

یاور مهدی‌پور

شعرها

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی

زیرپوست شهر

زیرپوست شهر

محمود معتقدی

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

تاریکی اشاره می کند: «تو»

تاریکی اشاره می کند: «تو»

نادره جلادت