شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ربطی به

دوچرخه‌ای دیدم که بنزین‌اش تمام شده بود
خرد رسمی  رابطه‌ی رسمی 
و فقدان مثلث‌های کثیرالاضلاع
آب فهمش به طغیان‌ها می‌رسد و به ناگهانی‌ها
ژاک قضا قدری اما آسمان شناس‌تر است
آدم آخر کتمان نمی‌کند عریانی‌اش را در پستو
شش‌انگشتی‌ها برای ضربه‌ی ساطور مناسب ترند
صاف کردن سینه کار علی‌الخصوصی‌هاست
جلادها را مطلق اگر نکنیم  نمی‌کنیم  اما
خدا را گم کرده بود و پیدا نکرد شبان را هم
دوست داشتن تو ربطی ندارد به مهاجران افقی
در گهواره گفت یا
و آدم‌ها درخیابان‌ها پخشیدند گروه گروه
رابطه‌ مسیرش را پیدا می کند 
به تغزل به تخاصم
می‌مرد و  زنده شدم
هویت قاتل‌ها به تو می‌رسد و بی‌شناسنامه‌اند
از آسمان کرمان هم چشم می‌باریده و ابرو
درتهران معماها معمایی‌تر‌اند
سری بزنم به جهان مجازی و
شاید ها!
 

علی باباچاهی

تک نگاری

آن کُنجِ تنهای تنهایی

آن کُنجِ تنهای تنهایی

محمدرضا عبادی صوفلو

احضار روح زبان در قامت کلمه

احضار روح زبان در قامت کلمه

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

اگر  چاقو در پهلویم فرو کنند

اگر  چاقو در پهلویم فرو کنند

علی اکبر جعفرزاده

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

فرزین پارسی‌کیا

ویدئو