شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در من تمنایی قد علم کرد

در من تمنایی قد علم کرد و گیاه ِ مرده بازآمد 
رقصیده
به طوطیان سلام شور؛
حفره‌ی دور از کناره‌های ریشه
آبی‌خرام، سوخته‌تر

 نجوای کم از طالع خوشه
از اهتمام پاره‌ی لب‌ها
در من تمنایی 
گیاه مرده بازآورد
آمد جوانْ‌رشته های آبی به ذره سوی‌ نمک
رقص را سوخته‌تر آمد

فائزه سهیم

تک نگاری

شعرها

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

می‌گذارم تخت به خواب بعد‌از‌ظهرش ادامه دهد

می‌گذارم تخت به خواب بعد‌از‌ظهرش ادامه دهد

نسرین بشردوست