شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پنج شعر از سیروس نوذری

1

نوبت من است اکنون.
درود و بدرود 
شبنم سحری


سپید پوشیده‌ام زیر برفبار
جست‌و‌جوم نکن
نمی‌یابی‌ام

3
به هستی می‌رسد شبنم
زودا
به هیچ

4
گلی دارم از سنگ به‌دست
هزار سال دیگر
هنوزا که هست

5
آخرالزمان
پنجه می‌کشد رطیل 
بر ماه

سیروس نوذری

تک نگاری

شعرها

از ما دو نفر

از ما دو نفر

سعدی گل‌بیانی

سرودِ طُرقه  که کور می‌شود

سرودِ طُرقه که کور می‌شود

میلاد کامیابیان

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

برادر

برادر

امیررضا وکیلی