شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم 
نمردم و دیدم:
 بهاری با سبز کمرنگ 
با چشمان دخترکی نایاب 
که به افراط
 به موهایم نقره می‌پاشید. 
نه به میهمانی رفتم
 و نه کسی به میهمانی‌ام آمد
 تنها زنی تنها 
از حوالی خیالم گذشت 
که از اعصاب به‌هم‌ریخته‌ی موهایش 
پیدا بود
 که حتی بهار هم 
حوصله‌اش را سر می‌برد.

ایرج کیا

شعرها

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

مثلاً

مثلاً

عبدالعلی عظیمی

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

 نه این کوچه‌ی پیچ در پیج

نه این کوچه‌ی پیچ در پیج

سیروس رومی