شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم 
نمردم و دیدم:
 بهاری با سبز کمرنگ 
با چشمان دخترکی نایاب 
که به افراط
 به موهایم نقره می‌پاشید. 
نه به میهمانی رفتم
 و نه کسی به میهمانی‌ام آمد
 تنها زنی تنها 
از حوالی خیالم گذشت 
که از اعصاب به‌هم‌ریخته‌ی موهایش 
پیدا بود
 که حتی بهار هم 
حوصله‌اش را سر می‌برد.

ایرج کیا

تک نگاری

شعرها

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم

می‌آیی 

می‌آیی 

م. مؤید

بِالْفَحْلـَگی

بِالْفَحْلـَگی

جمال‌الدین بزن

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی