شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پُرگیس‌تر از ابر

پُرگیس‌تر از ابر
دردهای نمورِ من است
که درست
از مچِ دستم بافته می‌شود
تا دامنِ تو قد می‌کشد. 
اگر دست از سرِ من، 
                          سایه بردارد
کجای دلشوره‌هایم خورشید نیست؟
البته که من
شرایط تو را وحشی می‌‌خواهم
ولی قرار نیست 
که چشم‌های منم از جنگل برگشته باشد.
هر زیبایی، ترسِ خودش را دارد،
ابری که گیس می‌بافد،
دامنی که قد می‌کشد،
و
الی عاشق که منم.

پیمان سرمستی

تک نگاری

شعرها

رنج

رنج

علی زیودار

در این‌جا گرد آمدیم

در این‌جا گرد آمدیم

فائزه امانی فرد

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

به پسر عموهایم گفتم نمی‌شود!

به پسر عموهایم گفتم نمی‌شود!

زینب حسن پور