شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چون‌که نگاه من است این

چون‌که نگاه من است این
این‌که برسد به دستم‌و
پخش بشود و بعد می‌تواند
از هر کسی باشد
نگاهی که زبان آتش‌ها را آموخته
نگاهی که هوش گیاه را سنجیده
نگاهی که از لباس‌های یکنواخت
انگار کن که باید
حذر کند
گاه از خون خودبینی که زخم‌خورده

هرمز علیپور

تک نگاری

شعرها

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس