شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

(بخشی از یک شعر)

 

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کنار مرگ که خوابیده بر شانه ام هر شب

بخواب که آسمان از گور ما بلند می شود

پرنده ای به گنبدِ نار

بال می زند به خون حیض و نوحه می خواند

درد به کناره ی شهر می رسد

به کناره ی من

بخواب

که زندگی پیش از ما

در همین گور خوابیده بود

فهیمه جهان آبادی

شعرها

ترس شب

ترس شب

رضا محمودی‌حنارود

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

فرینوش عسگری

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری

آلما

آلما

صدرا یوسف زاده