شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تا عمر دارم، مادرم، آواره‌ی دردم

 

تا عمر دارم، مادرم، آواره‌ی دردم
در هر کجای خانه دنبال تو می‌گردم
انگشت‌هایم سوخت، چشمم سوخت، قلبم سوخت
یخ را که روی بازوانت آب می‌کردم
مادر! اگر سرما به پهلویت زده باشد؟
باید به‌جای یخ پتویت را می‌آوردم
از ماه آبان تا ابد پیراهنم سرخ است
با این‌که رنگ مرگ دارد چهره‌ی زردم
بر شانه‌ی امواج رفتی قایق چوبی
بعد از تو من مثل مزاری خالی و سردم
خوابیده‌ای در بازوان مادر میهن
دارم بدون تو به خانه بازمی‌گردم
 

نفیسه باقری

شعرها

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

هادی خور شاهیان

به صبحی دیگر

به صبحی دیگر

محمود معتقدی

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

فریبا حیدری

ویدئو