شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

باور کنید

انگار اصطکاک آخرین استکان هم نوشیدنی‌ست
هوای بوم را بنوشیم
بنوشیم پایین و بالای این سایش را
و غلت بخوریم
در زایشی نامرئی
و باور کنیم 
دست‌های ما جایی بدجور قطع شده‌اند

انگشتان‌مان را برداریم
چال کنیم
گریه کنیم
«یادت بخیر» را بلند‌بلند از بر کنیم
و بعد      برویم به جایی
به رویش دست‌های تازه فکر کنیم

حامد رضوی زاده

شعرها

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

بابک دولتی

گاه، کبوتر گاه، سرباز

گاه، کبوتر گاه، سرباز

حسین طوافی

به چه چیز جهان دلم خوش بود؟

به چه چیز جهان دلم خوش بود؟

شهرام میرزایی

نفست را حبس کن

نفست را حبس کن

محمد شیرازی