شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اندوه چیست؟

اندوه چیست؟ برده مرا در خلال خود
نقشی بزرگ داشته‌ام در زوال خود 
قوغم که پکه‌ام نکنی خاک می‌شوم
ای زندگی! مرا نگذاری به حال خود! 
از بس فشار زندگی و بار خستگی‌ست
گم می‌کنیم روز و شب و ماه و سال خود 
یک روز خانه هستم و یک روز بین شهر
سرگرمی‌ام شده است فقط انتقال خود 
این روز‌های سخت فقط زنده ماندنم
تنها وظیفه‌ای‌ست که من در قبال خود... 
آیا تو زنده هستی و من زنده‌ام هنوز؟
ما زنده‌ایم، زنده! ولی به خیال خود
 

بهرام هیمه

تک نگاری

شعرها

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

سیدعلی صالحی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی