شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن،
آه از این‌همه ظلمتِ بی‌چراغ،
آه از این همه عَزا، عَزا، عَزا...!

هذا... همه‌ی ما هلاک شدگانِ همین همهمه‌ایم،
فقط حرف... حرف... حرف...!
نترس
پنجره را نبند
پرده را کنار بزن
نگاه کن
همه‌ی آن‌ها همه‌ی ما هستیم
بی‌شباهت به یک واژه
به یک عبارت
به یک اتفاق...

عاشقانه‌تر این است که به یاد آورم:
وقتی تو نیستی
من به چه دردِ این چشمْ به راهْ ماندگان می‌خورم!؟

آه ای همان یک نفر
همان یک نفر...!

سیدعلی صالحی

شعرها

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری

به دور جای دوشیزه‌ی روشنی

به دور جای دوشیزه‌ی روشنی

محمود جعفری دهقی

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده