شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پس غول آهنی

پس
غول آهنی
که به دریا بود و هوا بود
ژنبار ِ آخر ِ دیارالبشر
به کویری برد
کبریت و کود هیمه برافروخت
و بر زهر خاکستر
گریست چندان
که بنات النعش
درهای درک گشودند و
خداوند
تخمه به آغوش بر گرفت.

محمود طراوت روی

تک نگاری

قربانی نبوغ

قربانی نبوغ

رضا حیرانی

محصول زحمت حسنعلیجعفر

محصول زحمت حسنعلیجعفر

سیلویا سلمانپور

شعرها

آلما

آلما

صدرا یوسف زاده

 خواب تمام نمی‌شود

خواب تمام نمی‌شود

مهدی اکبری فر

واگیری

واگیری

عبدالعلی عظیمی

همه در این آینه حضور دارند

همه در این آینه حضور دارند

احمدرضا احمدی