شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شرجی یک کابوس!

برای خوزستان
چشمان ما چگونه تاب می‌آورند خاموشی ایل را
در کرانه‌ی شرقی کرخه؟
عصای پوسیده‌ی موسی را به هور بزن
هیچ معجزه‌ای بستر این جهنم را خیس نمی‌کند
جمعه، گاومیش تب‌داری بود 
که نمی‌خواست جای هیچ اسماعیلی را گرفته باشد
غروب حوالی گلوله بود
که باشوهای کوچک دیروز
به قهوه‌خانه آمدند
سیگاری گیراندند
و خاطره‌ی جنگ را
 فوت کردند به آسمان سوسنگرد
ماهی‌ها در خاک پنجاه درجه
دم می‌جنباندند
و مرگ،  خسته از این شرجی پر‌خاطره
به کلاغ سیاهی می‌نگریست
بر فراز نخلی
که تشنه نبود...
سوخته بود
 

شهرام شهیدی

تک نگاری

محصول زحمت حسنعلیجعفر

محصول زحمت حسنعلیجعفر

سیلویا سلمانپور

آموزگار عشق

آموزگار عشق

مهدی ایوبی

شعرها

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

مریم حسین‌زاده

فَروَرگانِ چشمِ تو 

فَروَرگانِ چشمِ تو 

نازنین آیگانی

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان