شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بعضی روزها، آدم علائم اشاره را به‌شکل یک پرستویِ معمولی می‌بیند
مثلاً همین...

راه می‌رفت
با هر دو دستش در چپ و راست
با سرش، با چشم‌هایش در دو طرف

یک اعلان عمومی
برای تذکر دوباره...

هر بار که صبح، از منافذ ما درون...

نامه‌ای در حمایت از هلهله‌ها

قرار بود با خیابانی که از آن‌ورِ آب...


هر بار که صبح ، از منافذ ما درون می خزد
به انحای مختلف ، 
سعی می...

شعرها

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

سگ جان

سگ جان

کوروش جوان‌روح

مگس

مگس

علیرضا آبیز

دو شعر ازفریبا الله وردی

دو شعر ازفریبا الله وردی

فریبا اله وردی زاده