شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بعضی روزها، آدم علائم اشاره را به‌شکل یک پرستویِ معمولی می‌بیند
مثلاً همین...

راه می‌رفت
با هر دو دستش در چپ و راست
با سرش، با چشم‌هایش در دو طرف

یک اعلان عمومی
برای تذکر دوباره...

هر بار که صبح، از منافذ ما درون...

نامه‌ای در حمایت از هلهله‌ها

قرار بود با خیابانی که از آن‌ورِ آب...


هر بار که صبح ، از منافذ ما درون می خزد
به انحای مختلف ، 
سعی می...

شعرها

منیک له خو مدا ونتر...

منیک له خو مدا ونتر...

جمیله چوپانی

شانم داوەتە بەر خۆر و

شانم داوەتە بەر خۆر و

میلاد امان الهی

مزامیر غریزی

مزامیر غریزی

علی الفتی

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی