شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بعضی روزها، آدم علائم اشاره را به‌شکل یک پرستویِ معمولی می‌بیند
مثلاً همین...

راه می‌رفت
با هر دو دستش در چپ و راست
با سرش، با چشم‌هایش در دو طرف

یک اعلان عمومی
برای تذکر دوباره...

هر بار که صبح، از منافذ ما درون...

نامه‌ای در حمایت از هلهله‌ها

قرار بود با خیابانی که از آن‌ورِ آب...


هر بار که صبح ، از منافذ ما درون می خزد
به انحای مختلف ، 
سعی می...

شعرها

تکرار

تکرار

محمد زندی

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

رؤیای پلنگ

رؤیای پلنگ

علیرضا آبیز

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف