شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کُشته‌های بو گرفته

کُشته‌های بو گرفته
به چشم  نمی‌آیند
مشام شب چَرا می‌کند تاریکی را
و این بو
بو...
درنگ می‌کنی
تحمل می‌کنی
آنگاه نام آن مکتوب
بر تمام سنگ‌ها
سور پیشانی نوشتِ آدمی است
تا مرگ در هنجار خاک
ریشه بدواند
بر درختان گورستان
ماه مرده می‌خندد
گنجشک مرده می‌خندد
و زنِ مرده
میان سوسن‌های سرخ
لبان بو گرفته‌اش
پرواز می‌کنند
آینه پرواز می‌کند
و کلاغ‌ها
قار... قار
از عبور به بوسه‌ی ممنوع
از نگاه ممنوع به چمدان
چمدان ممنوع را انباشتم
خاک را غلت‌زدم
روز بود
آن روز بی‌نام را
به حافظه‌ی جمعی.
 

سیمین رهنمایی

شعرها

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری

شغل تمام وقت

شغل تمام وقت

بکتاش آبتین

مزامیر غریزی

مزامیر غریزی

علی الفتی

منیک له خو مدا ونتر...

منیک له خو مدا ونتر...

جمیله چوپانی

ویدئو