با لوحِ شکسته‌ی پیمان
روی میز
تقویم سوداگران
ورق خورد
نگاه کن
حفره‌ی شب خالی است
یقین
بیهوده قشنگ است
رؤیا
بیهوده نزدیک
چیزی در میان نیست
نه عشق نه سودا
نه پلی
که از گناه دنیا می‌گذرد.

کلمات کلیدی : شعر | مجله شعر |

 شاعر : مانی چهکندی‌نژاد