شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تو را رها 

تو را رها 
ارغوانِ به تنهایی
در ملکوتِ گریستن و وحشت
نوازش کرده‌ام
مَگر مُژه دل است
که سَمِ خنده‌ها، می‌پَراندَش؟
گیسوان قلبت
آهوی رمیده از خنجر
و من
سراسر برکه بودم
به‌وقت لرزانی
از نگاهِ آغوش دار و
پناهگاهِ بی‌جای صدات.
ارمغانِ ارغنونِ ایستاده به همسایگی اموات
ناخن به صحرا و
فریاد به جنگل بود.
 

بهنود بهادری

شعرها

تکرار

تکرار

محمد زندی

چهارراهِ نظر...

چهارراهِ نظر...

مجتبی دهقان

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

ویدئو