شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تو را رها 

تو را رها 
ارغوانِ به تنهایی
در ملکوتِ گریستن و وحشت
نوازش کرده‌ام
مَگر مُژه دل است
که سَمِ خنده‌ها، می‌پَراندَش؟
گیسوان قلبت
آهوی رمیده از خنجر
و من
سراسر برکه بودم
به‌وقت لرزانی
از نگاهِ آغوش دار و
پناهگاهِ بی‌جای صدات.
ارمغانِ ارغنونِ ایستاده به همسایگی اموات
ناخن به صحرا و
فریاد به جنگل بود.
 

بهنود بهادری

شعرها

شاعر

شاعر

فریاد غفوری

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

هر چکامه تیغی برای خودزنی

هر چکامه تیغی برای خودزنی

شهریار کوراوند

در گلوگاه اصلی شکم

در گلوگاه اصلی شکم

رسول کاوه

ویدئو