شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به بوسه گاهی از گردن

به بوسه گاهی از گردن
آنچه در جوار لب‌های تو می‌چرخد
(‌آدمی‌) از تورم در رگ‌های گردن است
گردن کشیده‌ام بلند
چشم می‌چرخانم در فراخنای گشوده از لب‌های تو
به مقیاس کوچکی از جهان روشنم
هر کلمه
در فحوای دندان تو
در فحوای لب‌های تو
تورم رگی رها
به موازات هزار گردن بریده است
گردن بریده به رگ‌های خونی‌اش شبیه نیست
خون از فوران شور
به قرمزی لب‌هات می‌دود
لب تر نمی کند دهان هیچ کلمه‌ای 
در دهان رگ‌های بریده برایت گل شرمی نهاده‌ام
شانه‌هایم به گردن
از خستگی دویده‌اند
نُوکی از پنجه در رنجی از تماشاست
گردن کشیده‌ام
گردن کشیده‌ای
چشم از چشیدن است‌:
به بوسه گاهی از گردن 
 

یدالله شهرجو

تک نگاری

شعرها

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

سیدعلی صالحی

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

گفته بودی که بازخواهی گشت

گفته بودی که بازخواهی گشت

مریم حسین‌زاده

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش

ویدئو