شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پنجره‌ای که به‌سمت نور برود در نمی‌آید

 

پنجره را به نور
هر چه شستشو دادیم 
                 دیدن میسر نشد 
آه، امان امان 
لاره سوخت و از میانه‌ی سربازان، 
             نجات می‌کشید سوی دیواری که مسقف نبود 
کاکلش به سکوت و سرینش به خروش
انگار این پنجره‌ی وامانده
نه میوه‌های سرخ
که ساچمه‌های سرب را ژولیده بود و
چش و چارِ خسته‌ی ما را می‌لیسید
...
وقتش نرسیده، عزیزم  
انار باید میزان بخورد 
                 تا شهر در تاریکی فرو نشود
در نهایت نوری که رسید به دستت را 
پشتِ باقی عمرت پنهان کن
کمی‌از سینه‌اش بخور 
                    و از کافه بیرون رو
که سرنوشت ما در این شعر جز آوارگی نیست
...
رود را به نور 
هر چه شستشو دادیم
آب میسر نشد.

حسین علیشریفی

تک نگاری

شعرها

به آغوشت کشیدم تا بفهمی صبر یعنی چه

به آغوشت کشیدم تا بفهمی صبر یعنی چه

محسن حسینی

«من چرا به دنیا آمدم؟»

«من چرا به دنیا آمدم؟»

احمدرضا احمدی

 من چندمین قربانیِ این نسل غمگینم؟

 من چندمین قربانیِ این نسل غمگینم؟

محمود صالحی‌فارسانی

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

مهدی ریحانی

ویدئو

شعر جهان در وزن دنیا

شعر جهان در وزن دنیا

علی مسعودی‌نیا

و به نام عزرائیل

و به نام عزرائیل

افروز كاظم زاده