شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سکوت کردم و چشمانم
به گریه حرف شد و بارید
جهان من غم مستی...

باید که نسپارم به این دیده تماشا را
وقتی که رفتی لعن کردم چشم بینا را
سیلی که از...

شعرها

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

رنگی بر دهان مرده ام بزن

رنگی بر دهان مرده ام بزن

فهیمه جهان آبادی

ماهِ فراموشکار

ماهِ فراموشکار

فرامرز سه‌دهی

نقابی از خوشبختی

نقابی از خوشبختی

احمدرضا احمدی