شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بیداری در من به اعتصاب دست زده 

بیداری در من به اعتصاب دست زده 
و کابوس‌ها، خوابم را دستکاری کرده‌اند
که دیکتاتورها
برای ثانیه‌هایم بمب‌ها را سر کار گذاشته‌اند
و چه در خواب چه در بیداری
ارتش‌ها مدام
حادثه‌ای تازه را در من منفجر می‌کنند

تکه‌هایم را به هم بخیه می‌زنم
از هر زخم دهان باز کرده‌ی من 
جنازه‌های زیادی فرار می‌کنند
و من که هر لحظه در جنگی می‌میرم
به تلویزیون ماسک اکسیژن می‌زنم
تا کودکان بمباران‌شده
تا کودکان زیرآوارمانده 
تا کودکان شیمیایی‌شده را نجات دهم
و برای مادرانی که 
سینه‌هایشان را در مقابل تروریست‌ها سپر کرده‌اند
خبر تازه‌ای مخابره کنم
از آزادی

جهان از حرکت ایستاده است
سکوت کرده 
و جهان به سیاست ماشه پشت کرده است
تا کسی با دموکراسی تازه‌ای
برای زندگی
فرمان بوسه صادر کند
 

احسان امیری

تک نگاری

شعرها

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

تنها صداست که می‌ماند

تنها صداست که می‌ماند

فروغ فرخزاد

كازابلانكا‌(2)

كازابلانكا‌(2)

محمود بهرامی

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

فریاد ناصری