شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از ریشه گم می‌شوی در چشمِ افعی

از ریشه گم می‌شوی در چشمِ افعی
تا با دقتِ نیشَش
            در خواب‌‌هایت
                    ترس را معنی کنی 

و بر سطحِ پوستی بلغزی
که حیوانِ دهانت را
بیدار می‌کند
و تو را
با تمامِ پوستت
بیزار 

زل می‌زنی به جنینی که نُه‌ماهه در زهر می‌غلتد
با چشم‌هایی که بکارتشان را جیغ می‌کشند 

زن!
تو از دهانت شروع می‌شوی
وَ پوستت تنها
بیماریِ یک افعی‌ست
 

آریا عینی

تک نگاری

شعرها

گاه، کبوتر گاه، سرباز

گاه، کبوتر گاه، سرباز

حسین طوافی

آه ای غرور متصل به غم

آه ای غرور متصل به غم

احمد امیرخلیلی

نسیان

نسیان

مهرداد کمالی دهقان

امشو که فرگ تی تو وستم 

امشو که فرگ تی تو وستم 

 اقبال طهماسبی گندمکاری