شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از ریشه گم می‌شوی در چشمِ افعی

از ریشه گم می‌شوی در چشمِ افعی
تا با دقتِ نیشَش
            در خواب‌‌هایت
                    ترس را معنی کنی 

و بر سطحِ پوستی بلغزی
که حیوانِ دهانت را
بیدار می‌کند
و تو را
با تمامِ پوستت
بیزار 

زل می‌زنی به جنینی که نُه‌ماهه در زهر می‌غلتد
با چشم‌هایی که بکارتشان را جیغ می‌کشند 

زن!
تو از دهانت شروع می‌شوی
وَ پوستت تنها
بیماریِ یک افعی‌ست
 

آریا عینی

شعرها

هم ‌بغض!

هم ‌بغض!

محمدعلی بهمنی

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی

با تلویزیون

با تلویزیون

مریم فرجی

دو شعر از رضا باب‌المراد

دو شعر از رضا باب‌المراد

رضا باب‌المراد