شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

هستی‌ـ‌را‌ـ‌شناسی


 
با آرایشی غلیظ، لهجه ـ به روی دندان ـ می‌سراند
لب‌ها دری به پسته ندارد
لب ندارد
بایسته، زبان ـ به عشوه ـ گزیدن است
با تارهای صوتیِ انبوه تسامح‌کردن
با سلسله‌ی گیسو طفره
 ـ بی نگاهی به پشت‌سر ـ رفتن است
حد دو ابرو ـ وسمه نه ـ گره دارد 
خلالِ مژه‌گان در دوات سریدن
حدود دو ابرو ـ از دو سو ـ سمت شنیدن
شایسته، بادام ـ از ظرف چشم‌هاش ـ برداشتن
نمک‌سود ـ‌ در آب دیده ـ کردن است
مطایبه با سر می‌دواند 
گویی ـ به فراخور ـ گرگ می‌رماند
بویی ـ با آرایشی از غلیظ ـ از معانقه نبرده
از اوی او، جان به در ـ از چاهِ چانه ـ نبرده
بسزاست
کسی نقاب از رویِ روی ـ با احتمال صورت ـ
یا خشِ ناخن ـ با ظنِ قاب تهی ـ
ـ برداشتن ـ کشیدن است
رسوا و علالا 
رسوا و علالا
 

آناهیتا رضایی

شعرها

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

مجید عزیزی

سه شعر از علی بیکی

سه شعر از علی بیکی

علی بیکی

در گلوگاه اصلی شکم

در گلوگاه اصلی شکم

رسول کاوه