شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

رؤیای پلنگ

رؤیای پلنگ

خواب دیدم درخت بلوطی را بلعیده‌ام
و شاخه‌هایش در شکمم رشد می‌کند
چیزی نمانده از پوستِ تنم بزند بیرون
کبوتری بر شاخه لانه می‌سازد
و پلنگی زیر سایه‌ی درخت چرت می‌زند
در رؤیای پلنگ
من مادرش هستم و او را شیر می‌دهم
می‌خواهم بیدار شوم
می‌ترسم رؤیای پلنگ را آشفته کنم
 

علیرضا آبیز

شعرها

دنیا

دنیا

علی باباچاهی

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف

باد سر میکوبد

باد سر میکوبد

فهیمه جهان آبادی

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری