شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

عادت چشم‌ها

عادت چشم‌ها
به سیاهی 
به هیاکل اندوه
در دالان‌های بلند 
و دست‌هایی
که می‌توانند 
با تخیل یک کور
در تاریکی اتاق
فیلی را
هوا کنند.
این‌جا
دکل‌های فشار قوی 
جمجمه‌ی خیابان را 
مصادره کرده 
تا در مناظره‌ی غوک‌ها
خاطره‌ی آواز پرندگان
تحریف شود
و شمایل غروب
کلیشه‌ای باشد 
از
انبوه کلاغان
با منقارهای بلند 
و این
شکل تمیز کابوسی‌ست
قدم به قدم
که نقشه‌ی شهر کوران را
رقم  زده است.
 

پروین نگهداری

شعرها

پس اگر ناپدید نمی‌شوم

پس اگر ناپدید نمی‌شوم

محمد انتظاری

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی

پس و پیش‌تر از آن‌که ببینمت 

پس و پیش‌تر از آن‌که ببینمت 

مهدی ریحانی